شب پيش سامان به ما خبر داد كه سالينجر عزيز حوصلش از اين دنياي سگي سر رفته و فلنگ رو بسته رفته پيش بقيه كاردُرُستا. راستش من كه فك ميكنم نبايد زياد عزا گرفت چون ديگه اين دنيا چه با وجود سالينجر و چه بدون اون هيچ لطفي نداره.
راستش الان حوصله ندارم بقيشو بعاً مي نويسم.
